دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

114

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

سفليس مبتلا بوده است ) « 1 » و ناچار شد براى بهبودى راهى مازندران شود ، باز از همانجا براى اداره كشور توان كافى به كار مىبرد . عباس دوم در سن سىوسه سالگى در پائيز سال 1077 / 1666 و احتمالا در شب 26 ربيع الثانى / 6 - 25 اكتبر « 2 » ، در خسروآباد ، قلعه كوچك كوهستانى بين دامغان و گرگان جان به جان‌آفرين تسليم كرد . جسد او به قم حمل و در كنار پدرش صفى به خاك سپرده شد . بىهيچ شبهه‌اى نام او را هم بايد در كنار نام شاهان برجسته صفوى شاه اسماعيل اول و شاه عباس ذكر كرد . چون وى مردى بود كه از سقوط حكومت صفوى جلوگيرى كرد و ذكر مرگ نابهنگام وى هرگز بدون اظهار تأسف نبوده است . و اين امر از لابلاى منابع دست‌اول كه گزارشهاى سياحان اروپائى در ايران ، نخستين آنها و بسيار قابل اعتماد هستند ، و نيز نوشته‌هاى مورخان كاملا آشكار مىشود اعتبار چنين نظراتى را مىتوان با بررسى شخصيت او مورد داورى قرار داد . تكچهره‌هايى كه از شاه موجود است ، او را جوانى رعنا با قد متوسط و صورت كشيده فرامىنمايد كه سبيلى پهن و پرپشت از نوع سبيلهاى زمانه چهره او را مزين كرده بود « 3 » . عباس دوم مهارت و علاقه‌اى خاص به فعاليتهاى ورزشى ازجمله سواركارى و تيراندازى و نيز اشتياقى مفرط به امر شكار داشت . شاه عباس دوم به نظريه سنتى سلطنت الهى و قداست صفويان پايبند بود و درخصوص نظريات فقهايى كه اعلام مىكردند تا زمان بازگشت امام مهدى ( عج ) ، قدرت عرفى حق شاه صفوى نيست بلكه از آن مجتهد زمانه است ، چون‌وچرا مىكرد . از طرف ديگر ، با فقهاى شيعه ميانه‌اى خوب داشت و همين نكته مىرساند كه چرا وى شوى خواهرانش را از ميان آنها برگزيد . البته او اين كار را با انگيزه‌هاى پنهان جلوگيرى از هرنوع كشمكش جانشينى انجام داد و در نهايت ناچار شد شوهر خواهرهاى خويش را در زمره اعضاى حاكمه سلسله صفوى و يا شخصيتهاى برجسته نظامى امپراتورى درآورد . اشتياق براى تحكيم قدرت كه مشغله درجه اول شاهان صفوى در خلال دهها سال بود ، شاه عباس دوم را واداشت تا برادرزاده‌هاى خود را به قتل برساند و چهار برادرش را

--> ( 1 ) - گواهى كمپفر ، ص 36 كه طبيب بود موضوع را مستند مىكند . نگاه كنيد به شاردن ، جلد 9 ص 400 . ( 2 ) - براون ، Das Erbe Schah Abbas I ، ص 142 منابع ديگر تاريخ 25 ربيع الاول ( لافت ، ايران در زمان شاه عباس دوم ، ص 103 و يادداشت 409 ) و يا 23 ربيع الاول را ارائه مىدهند ( جستارى از مؤلفى گمنام ، « از ابتداى صفويه تا آخر قاجاريه پادشاهان ايران در كجا مدفونند » مجله يادگار ، جلد 3 / شماره 2 ، 1325 ش . ، صص 22 - 9 . ( 3 ) - براون ، Das Erbe Schah Abbas I ، ص 136 و لافت ، ايران در زمان شاه عباس دوم ، ص 260 ، يادداشت 487 . از دو تكچهره‌اى كه از او در كتاب ولش ، شاه عباس و هنرمندان ، صص 85 و 98 آمده ، اولى گوياتر است .